فروشنده خوشتیپ!:  شلوار رو پوشیدی بذار بیام ببینم تویه تنت چطوره.

ـ میشه به همکارتون بگید اون یکی مدل رو بده!

فروشنده خوش تیپ!: بذار بیام ببینم مشکلش چیه...

ـمشکلی نداره سایزش خوبه اما از اول که گفتم این مدل رو زیاد نمی پسندم، لطف کنید اون دوتایی رو که نشون کردم بدین

فروشنده خوش تیپ!: بابا چقدر سخت میگیری بیا خانم معتمدی این یکی رو براش ببر

ـ .... خانم لطف میکنی بیای

فروشنده خوشتیپ!: اجازه بدید من کمکتون کنم خانم معتمدی سرش شلوغه!!!

ـ مشکلی نداره صبر میکنم کارش تموم شه

فروشنده خوشتیپ!: یواشکی میگه " بابا تو چقدر...." شاید گفت امل یا چمیدونم هر چی

خانم معتمدی: خانومی در رو باز کن ببینم

ببین من گودی کمرم زیاده باید ساسون گرفته بشه

خانوم معتمدی: باشه صبر کن سوزن بیارم

فروشنده خوشتیپ: (در رو باز میکنه و بدون اجازه میاد تویه اتاق پرو یه نگا به آینه میندازه و یه نگا به خریدار. مرتیکه چشاش داره از حدقه در میاد): اوککی وری گوود!..... ببینم ورزش میکنی؟ خیلی رو فرمیا

ـ قرار شد خانم معتمدی سوزن بیاره...پس چی شد

فروشنده خوشتیپ: ایشون تازه کاره، خودم برات ساسون میگیرم. نگفتی چه ورزشی میکنی؟ میدونی خانومایی که گودی کمر دارن، هیکلاشون خیلی قشنگه!!!  خوب اینم از ساسون برگرد ببینم...الان خوبه؟!

ـ (با عصبانیت) آره خوبه اجازه بدین (در رو ببندم) درش بیارم

فروشنده خوشتیپ: بچه کدوم محلی؟

ـ فکر میکنی دونستنش به خرید این شلوار ربطی داره؟؟!!!!!!!!

فروشنده خوشتیپ: چقدر خشکی! میاد جلوتر، میتونم اسمت رو بدونم؟!

ـ (بلند طوری که اونایی که اونور در اتاق پروون هم بشنون) من این کاره نیستم. اوکی!!!

فروشنده خوشتیپ: (صورتش سرخ میشه و با نگرانی یه نگا به پشت در میندازه به تته پته میافته) من که چیزی نگفتم، فکر نمیکردم ناراحت بشی... ب ب خشید