به خدا قسم من انسانم نه عروسک باربی :
حالم بعضی وقت ها از دختر بودن خودم بهم می خوره از اینکه چرا بقیه فقط مثل یه تیکه آَشغال یا وسیله بهت نگاه می کنن
از اینکه وقتی سوار ماشین میشی طرف به بهانه ی کجی راه خودشو بهت نچسبونه
از اینکه جرات نداشته باشی وقتی سوار مترو میشی به جز کابین بانوان به قسمت دیگه ای نری
از اینکه جرات نداشته باشی برای خرید کردن به تنهایی به مغازه بری
از اینکه وقتی سوار دوچرخه می شی همه با نگاه هایی که آدم رو خفه می کنه بهت نگاه نکنن
از اینکه حتی جرات ورزش کردن در پارک رو هم نداشته باشی
از اینکه وقتی روسریت یکم عقب میاد از مردم حرف های رکیک نشنوی
از اینکه برای استاد داشنگاهت دلیل بیاری که نتونستی سر کلاسش حاظر شی اون هم به بهانه ی چند نمره بخواد ازت سوء استفاده کنه
از اینکه فقط یه روز برای تفریح به چت روم بری و پشت سر هم بهت پیشنهاد س ، ک ، س چت و از این مذخرفات بشه
از اینکه وقتی که فکر می کنی عشق واقعی زندگیت رو پیدا کردی اما بفهمی بعد از این همه مدت فکر و ذکرش فقط بدنت بوده نه قلبت خسته شدم
زمانی که در زندگی در خیابان ، در ماشین ، در بازار ، پای اینترنت و همه جای دیگه احساس خوار بودن کنم خسته شدم
مشکل مردم ما چی هست آخه ؟
مگه بقیه مردم دنیا هم مثل ماها هستن ؟
از خودم بعضی وقت ها خسته می شم و می خوام به خودم و جد و آبادم فحش بدم که چرا باعث شدید من به دنیا بیام
آهای آقایون به خدا قسم من و هم نوع هام انسان هستیم نه عروسک باربی
